آخرین تصویری که از آقای اسحاقی یادم میاد مربوط به چند ماه پیشه...وقتی روی مبل خونه نشسته بودن و کتاب اشعارشون رو که به ما هدیه داده بودن
برامون امضا میکردن...و امروز...
مامان ناهید , بابک , نرگس و مهربان عزیزم...تسلیت گفتن سخت ترین کار دنیاست...از من برنمیاد...
بابک قهرمان زندگیت امشب تو آسموناست...برات از خدا صبر و آرامش میخوام رفیق...
برچسب:
نویسنده: امیر حسینی